حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 134

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

( جلم امروزى ) رفت در اين‌جا پروس پادشاه اين مملكت با سى هزار نفر سپاهى و فيلهاى زياد مهيّاى جنگ شده بود و عبور از جلم نيز مشكل بود بالاخره با حيله‌هاى جنگى اسكندر از اين رود عبور كرد و ليكن مقدونيها همين كه با پيل‌هاى پروس مواجه شدند جنگ را بىنتيجه ديدند و اسكندر در انديشه شد بعد چون قشون او بمراتب بر قشون پروس فزونى داشت قسمتى را مأمور كرد تا حمله بميسره دشمن نموده پشت سر خصم را بگيرد مقدونىها چنين كردند و باوجود اين پادشاه مزبور مردانه جنگيد و فيلها تلفات زياد بمقدونىها وارد نمودند ولى بالاخره پروس اسير شد و جنگ به بهره‌مندى اسكندر خاتمه يافت ( 326 ق . م . ) اين جنك از تمام جنك‌هاى سابق براى مقدونىها سخت‌تر بوده پس از آن اسكندر تا رود هيفاز « 1 » ( رود بيس امروزى ) تاخت در كنار اين رود سپاهيان اسكندر مطّلع شدند كه اگر دور تر بروند با پادشاهى كه قوىتر از پروس و پيلهايش بيشتر است طرف خواهند شد بر اثر اين خبر باسكندر گفتند : فتوحاتى كه شده كافي است و هرزحمتى حدّى دارد اسكندر نمىخواست مراجعت نمايد تا اينكه كىنس « 2 » يكى از سرداران اسكندر به او گفت : از يونانيهائيكه با تو آمده‌اند عدّه كمى باقى مانده و اگر خواهى بجهانگيرى ادامه دهى بهتر است برگشته قشون جديدى تهيّه نمائى پس از آن اسكندر برود جلم برگشت و در آن‌جا كشتيهائى بامر او ساختند كه گنجايش هشت هزار نفر را داشت اسكندر نه‌آرخ « 3 » يكى از سرداران خود را مأمور كرد كه با اين كشتيها از درياى عمّان تا خليج فارس سياحت نموده تحقيقاتى در باب صفحات مجاور دريا به عمل آرد و خودش با قسمتهاى ديگر سپاهيانش به طرف مصّب آن عازم گرديد ( 326 ق . م . ) در پاتالا « 4 » او يكى از سرداران خود را كه كراتروس « 5 » نام داشت مأمور كرد با فيل‌ها

--> ( 1 ) - HYPHASIS ( 2 ) - KOINOS ( 3 ) - NEARCHUS ( 4 ) - PATALA اين شهر در جائى واقع شده كه سند منشعب مىشود ( 5 ) - CRATERUS